خانه / ساعت رومیزی تبلیغاتی / اینجا تاریخ معامله می‌شود + فیلم و عکس

اینجا تاریخ معامله می‌شود + فیلم و عکس

به گزارش هدایای تبلیغاتی سلام به نقل از خبرگزاری فارس از سنندج، سوژه این بار ما را به مسیری می‌کشاند که انتهایش بازار سرپوشیده سنندج است، از میان هیاهوی دست‌فروشان میدان انقلاب که رد ‌می‌شوی وارد راسته قدیمی‌فروشان خواهی شد که به قول خودشان از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را می‌شود در بساطشان پیدا کرد.

گوشواره و گردنبند، کاسه و بشقاب و … که حکایت از سال‌های دور و دراز دارند و دستان زیادی را شاید در طول حیاتشان به خود دیده‌‌اند، اینجا دنیا انگار از حرکت ایستاده و خبری از گذشت دوران‌ها ندارد، اینجا تاریخ بیش از هر جای دیگری معنا پیدا می‌کنند و همه چیز براساس عمری که کرده طبقه‌بندی می‌شود اینجا زمان با تاریخ گره خورده است.

وسایل آنتیک و قدیمی جادوی خاص خود را دارند، محال است آنها را ببینی و دلباخته‌‌شان نشوی. کمتر کسی را می‌توان یافت که سن و سالی از او گذشته باشد و با دیدن این وسایل سری به گذشته نزند.

با تک‌تک این وسایل آنتیک می‌توان مسافر زمان شد و خاطرات قدیمی و زندگی نسل‌های گذشته را جستجو کرد، ساعت روی عقربه تاریخ ایستاده، اما زندگی در میان این اشیای تاریخی همچنان جریان دارد.

وسایل آنتیک در دنیای نوین و تکنولوژی امروز رونق خود را از دست نداده و بازار مخصوص به خود را دارند، به گونه‌ای که هرکسی قدرت خرید آنها را ندارد، اما همیشه می‌توان تعدادی از این وسایل را در ویترین‌های عتیقه‌فروشی‌ها و خانه‌های از طبقه مرفه جامعه دید، وسایلی که به قول امروزی‌ها داشتنشان در خانه کلاس دارد.

مغازه کوچک و چند متری‌اش وسعتی بزرگ در دل تاریخ دارد، دنیای کوچکی که امروز را به تاریخ گذشتگان گره زده است.

کا محمد 32 سال سن دارد و به قول خودش 11 سالی است که مشغول تعمیر و فروش زیورآلات قدیمی است، زیورآلاتی که تا دیروز در دست و گردن مادربزرگ‌ها و شاید هم نسل‌های قبل‌تر از آنها بوده است.

دستان ترک خورده را دور قلاب گوشواره می‌پیچد و با دم‌باریک حلقه‌های از هم جدا شده را دوباره به هم وصل می‌کند و می‌گوید: این کار حاصل 11 سال تجربه‌ای است که از قدیمی‌ترهای این حرفه آموخته‌ام.

مردم خیلی به این اشیای قدیمی علاقمند هستند، اشیایی که در دل خانه‌های قدیمی همین شهر و حتی شهرهای دور و نزدیک پیدا و با قیمتی از صاحبان آنها خریداری و بعد از بازسازی و پاک کردن گرد و غباری که سال‌های سال است روی آنها جا خوش کرده، با قیمتی مناسب‌تر که سودی را عاید من کند به مشتریان جدید می‌فروشم.

عموم اشیا و زیورآلاتی که در این مغازه وجود دارد قدیمی است، برخی از این اشیا یک قرن عمر دارند و البته با توجه به قدمتی که دارند به لحاظ ارزش هم قیمتی بالاتری برای آنها در نظر گرفته می‌شود.

مشتریان امروز ما اکثر جوان‌ها و نوجوان‌هایی هستند که استفاده از این زیورآلات قدیمی را برای خود نوعی کلاس می‌دانند و معتقدند که زیورآلات قدیمی به ما حس شادابی و غرور می‌دهد.

در حال حاضر بازار خوب نیست «کار ما مرده و انگار چند سالی است خاکش کرده‌ باشند» مردم در شرایط کنونی نان برای خوردن ندارند چه برسد به خرید وسائل و زیورآلات تزئینی، اما علاقه به کار مانع از تغییر شغل امثال من می‌شود.

مردم قدرت خرید ندارند و همین مسئله روی درآمد ما هم تأثیر گذاشته، البته در بازار فعلی خیلی‌ها که از این زیورآلات و قدیمی‌جات‌ها دارند به دلیل مشکلات اقتصادی برای فروش این گنجینه‌های تاریخی به ما مراجعه می‌کنند.

ما هم تا زمانی که فروش نداشته‌ باشیم، کمتر می‌توانیم اجناس جدید بخریم، اما با این همه حاضر به عوض کردن شغلم در هیچ شرایطی نیستم.

مغازه‌اش بیشتر شبیه موزه‌ کوچکی است، مغازه‌ای کوچک که تا سقف پر از وسایل ریز و درشتی است که به قول آقاکیوان عمری به درازای تاریخ دارد و برای خریدن تک‌تک آنها حتی به دور دست‌ها سفر کرده است.

15 سال است در همین مغازه مشغول سروکله زدن با امروزی‌ها برای فروش اجناس قدیمی است، روزی‌اش را با فروش تاریخ تأمین می‌کند و عنوان می‌کند: از بچگی به وسایل و چیزهای قدیمی علاقه‌مند بوده است.

برای چند لحظه در سکوت غرق می‌شود، دفتر خاطراتش را ورق می‌زند به روزهای کودکی و خانه مادربزرگ سفر می‌کند و ادامه می‌دهد: هر چیزی که قدیمی بود باید به من می‌رسید از همان دوران کودکی عجیب به این وسایل قدیمی علاقه داشتم.

وقتی روی هرکدام از آنها دست می‌کشم حسی عجیب تمام وجودم را در خود می‌گیرد، نفس کشیدن در بین این وسایل حس شادابی و نشاط به من می‌دهد، حسی که نمی‌توانم با هیچ واژه‌ای برایتان توصیف کنم.

مشتری را مانند جنس آنتیک خوب می‌شناسد و تصریح می‌کند: هرکس نمی‌تواند مشتری این اجناس باشد، این وسایل مشتریان خاص خود را دارد.

مشتری پزشک داشته‌ام که ساعت‌ها در مغازه می‌نشست و می‌گفت: نشستن در کنار این اجناس مسی و نقره‌ای  به نوعی جذب خون می‌شود و به انسان انرژی مثبت می‌دهد.

آیا واقعاً جنس مس برای اعصاب و کم‌خونی و آرامش تأثیرگذار است، این را من پرسیدم و آقا کیوان بدون لحظه‌ای درنگ در پاسخ به سؤلم گفت: به تجربه برای خودم ثابت شده که استفاده از این دست اجناس واقعاً روی آرامش و اعصاب انسان تأثیر می‌گذارد و سعی کرده‌ام همیشه در زندگی روزمره خود نیز از این دست اجناس استفاده کنم.

 

در حال حاضر نیز در خانه خود از قابلمه، کتری و لیوان مسی استفاده می‌کنم، معتقدم طعمی که قابلمه مسی به غذا می‌دهد، عجیب و از سوی دیگر در پخت زود غذا هم تأثیر زیادی دارد.

در خلال صحبت‌هایمان مشتری از راه می‌رسد، دنبال انگشتری عقیق می‌گردد، آقای کریمی جعبه انگشترهای قدیمی را جلوی مشتری می‌گذارد و می‌گوید: جنس بدل را در این مجموعه نمی‌توانی پیدا کنی!

این را گفتم که سؤال‌های ریز و درشتی که در مغزتان است را پاسخ گفته باشم، همه این اجناس با من حرف می‌زنند، معتقدم فروش جنس تقلبی به مشتری اعتبار را فروشنده را از بین می‌رود.

انگشترها را یکی پس از دیگر در انگشتش امتحان می‌کند و بالاخره بعد از حساسیت 10 دقیقه دست به جیب می‌شود.

بعد از چکش کاری چند دقیقه قیمت، مشتری خوشحال از خرید و صاحب مغازه خندان از دشت امروز بازهم همکلاممان می‌شود.

آیا در بین این وسایل عتیقه هم پیدا می‌شود؟ این را من گفتم!

آقاکیوان کریمی ابرو در هم کشید و با نگاهی عصبانی از سؤال من گفت: تا عتیقه از دیدگاه شما خبرنگار چه باشد؟

اینجا چیزی به نام عتیقه ندارم! مردم باید بدانند که وسایل آنتیک به غلط عتیقه نامیده می‌شود، طول عمر این دست وسایل نزدیک به 300 سال می‌رسد و با اشیای زیرخاکی و باستانی تفاوتی از زمین تا آسمان دارند.

امروز طرفداران این وسایل کم نیستند و اشیای آنتیک بازار شگفت‌آوری را به خود اختصاص داده‌اند، البته درآمدمان در ایام مختلف سال متفاوت است، در کل در روز مراجعه‌های زیادی به صنف ما می‌شود، گاهی مشاوره می‌گیرند و بدون هیچ خریدی می‌روند، اما در برخی موارد بعد از خرید یک جنس بارها و بارها به ما مراجعه و به نوعی مشتریان پروپاقرص و همیشگی‌مان می‌شوند.

برخی از وسایلی که در مغازه می‌بینید دوست‌داران وسایل آنتیک و چیزهای قدیمی برای استفاده به عنوان دکور از ما می‌خرند و بعضی‌های دیگر هم نگاهشان به این دست اجناس تزئینی نبوده و اجناس مسی و نقره‌جات را تأثیرگذار در سلامت خود می‌دانند.

طیف‌های مختلفی به ما مراجعه می‌کنند، اما به دلیل بالا بودن قیمت اجناس مشتریان اصلی ما را افراد مرفه جامعه تشکیل می‌دهد.

مشتری دوم که از راه می‌رسد برای دقایقی از مغازه خارج می‌شوم همه وجودم را گوش می‌کنم تا ببینم این خانم سن و سال کرده در این گذرگاه تاریخ دنبال چه چیزی می‌گردد.

مشتری کمی این و پا و آن پا می‌کند، مغازه‌دار با کنجکاوی مشتری‌اش را ورانداز می‌کند به یاد حرف‌های چند لحظه پیشش می‌افتم که گفته بود «مشتری را مانند جنس آنتیک می‌شناسد و این وسایل مشتریان خاص خود را دارد».

آیا جنسی که چند ماه پیش خریده باشم را پس می‌گیرید، این را مشتری به آقای کریمی گفت و چشمانش را برای شنیدن پاسخ فروشنده به لبانش دوخت!

جنسی که خریده‌اید آیا مشکلی دارد که می‌خواهید عوض کنید این را آقای کریمی گفت و منتظر جواب مشتریش ماند.

دستبندی از شما خریده‌ام الان از مدل و سنگینی آن خسته شده‌ام، دنبال چیز جدید و تازه‌ای می‌گردم.

اینجا چیز جدید نداریم، همه اجناس ما با تاریخ گره خورده است، شما اگر دنبال اجناس نو هستید بهتر است به مغازه زیورآلات جدید سری بزنید، اینجا قدمت حرف اول و آخر را می‌زند!

 

 آیا برای تبلیغ اجناسی که در مغازه دارید اقدامی کرده‌اید این را که می‌پرسم، بعد از تأملی کوتاه پاسخ می‌دهد: هزینه کارهای تبلیغاتی زیاد است و تا به حال به این بحث فکر نکرده بودم، اما در بسیاری از شهرهای بزرگ مثل اصفهان و … هم صنفی‌های ما بخشی از توان خود را روی کارهای تبلیغی می‌گذارند و از این طریق مشتریان مختلفی برای خود حتی خارج از محدوده جغرافیایی استانشان جذب می‌کنند.

می‌پرسم اجناس آنتیک و قدیمی ساخته شده سایر استان‌های کشور را در مغازه دارید؟

به سمت برخی وسایل روی هم چیده شده در گوشه مغازه نیم‌خیز می‌شود و می‌گوید: این کار هنرمندان قدیم تبریز است، سال‌ها پیش در تبریز خریدم و به خاطر ارزش بالایی که دارند تاکنون به هیچ مشتری نفروخته‌ام.

سینی‌هایی که می‌بینید کار قدیمی‌های اصفهان است که در سفرهای مختلف خریداری کرده‌ام و الان بعد از سال‌ها مشتریان از خود تبریز و اصفهان برای خریدن دوباره آنها به من مراجعه می‌کنند و گاهاً یک یا چند تکه را خریداری می‌کنند.

خیلی‌ها شناخت کافی از ارزش‌ این کالاها ندارند، خیلی از این اجناس آنیتک الان در انبارها و زیرزمینی‌های خانه‌ها خاک می‌خورد به قول معروف قدر  زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری!

اتفاق افتاده روی اجناسی که برایم آورده‌اند، قیمتی گذاشته‌ام که صاحبانشان گفته‌اند خوابش را نمی‌دیدیم که این وسیله که سال‌های سال در خانه خاک می‌خورد اینقدر به لحاظ ریالی ارزش داشته باشد.

در مورد قدیمی‌ترین جنسی که در مغازه‌اش وجود دارد که می‌پرسم با نگاهی خریداران چرخشی در مغازه می‌زند و می‌گوید که این جام چهل کلیدی یکی از قدیمی‌ترین اجناس در این مغازه است.

جام چهل‌کلید یا چهل بسم الله ظرفی برنجی است که همه جایش چهل آیه که با «قل» شروع می‌شود، حک کرده‌اند و چهل کلید کوچک با زنجیر به آن آویزان است، جام چهل کلید را جام تفأل و غیب‌گویی هم می‌گویند.

دستش را با حساسیت خاصی روی جام می‌کشد و بیان می‌کند: شاید آب چله نوزادان زیادی را با همین جام ریخته باشند و امروز از داشتن این گنجینه تاریخی خوشحال هستم.

طبق قانون جواز کسب این مغازه‌ها از اتحادیه صنف اشیای قدیمی و صنایع دستی اخذ می‌شود و آنها اجازه فروش اشیای قدیمی 100 تا 200 ساله و آنتیک را دارند نه زیرخاکی…

اینکه چه میزان بر نحوه فعالیت این صنف نظارت می شود، موضوع مهمی است که برای رسیدن به پاسخ آن به سراغ  محسن علوی مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کردستان رفتیم.

علوی، میزان نظارت بر فعالیت این واحدهای صنفی را از سوی میراث فرهنگی استان کردستان تقریباً در حد صفر عنوان و اضافه می‌کند: نظارت چندان محسوسی بر نحوه فعالیت مغازه‌های آنتیک در استان نمی‌شود.

اینکه آیا در این مغازه‌ها اجناس با سابقه تاریخی چند سال خرید و فروش می‌شود را دنبال نکرده‌ایم، اما براساس قانون این صنف تنها حق فروش کالاهایی با عمر کمتر از یک قرن را دارند نه بیشتر!

البته اگر کالایی موروثی باشد یعنی از اجداد مختلف دست به دست شده و توسط این افراد خریداری شده باشد، ممانعتی ندارد.

ما به عنوان متولی حوزه میراث تاریخی و فرهنگی در صورت مشاهده هر نوع تخلفی با این افراد به صورت جدی و قانونی برخورد خواهیم کرد، اما در طول حداقل 10 تا 15 سال گذشته هیچ موردی نداشته‌ایم.

وقتی نظارتی از سوی شما بر روند فعالیت این مغازه‌های آنتیک فروشی صورت نمی‌گیرد، این میزان اطمینان در مورد عدم وقوع تخلف در طول 10 تا 15 سال اخیر کمی غیر واقعی به نظر می‌رسد، این را من گفتم و آقای مدیرکل در پاسخ به آن عنوان کرد: در این جور مباحث گزارشات مردمی ملاک بوده و در این مدت تقریباً هیچ گزارش مردمی نداشته‌ایم!

البته آقای علوی از برخی خطرهایی که کارکنان میراث فرهنگی استان کردستان برای جلوگیری از دست‌درازی به میراث تاریخی استان رخ داده، پرده برمی‌دارد و می‌گوید: همکاران ما در سازمان در طول سال‌های گذشته بارها و بارها در قالب خریدار وارد باند‌های مخوف قاچاق اشیای عتیقه شده و حتی ساعت‌ها برای اینکه شناسایی نشوند توسط نیروی انتظامی دستگیر و حتی بازداشت همراه دیگر اعضای باند را به تن خریده‌اند.

در همین عملیات‌ها طی سال‌های اخیر 3 هزار و 500 سکه عتیقه که توسط یک باند در حال خارج شدن از مرز کشور بود توسط همکاران این سازمان کشف شد.

برای ایجاد رقابت و جمع‌آوری اشیا قدیمی و تاریخی در خانه‌های مختلف که در حال حاضر خاک می‌خورند فراخوانی دادیم که متأسفانه کمترین استقبال از آن صورت گرفت.

تنها تشویقی که در این راستا می‌توانیم برای اهداکنندگان اشیای قدیمی به موزه بدهیم، درج نام آنها در کنار شیء اهدایی به موزه کالاهای اهدایی است.

و سخن آخر….

کاسه قدیمی در دست آقا محمد آنتیک محسوب می‌شود یا عتیقه خوب نمی‌دانم، اما درخشش عجیب چشم مشتری را گرفته است و خبر از دشتی خوب در این روز کاری را به فروشنده می‌دهد..

 

علی ایها الحال نبض حیات با گذشت سال‌ها در میان این اشیای قدیمی در این مغازه‌های کوچک و بزرگ که تاریخی به وسعت یک قوم، یک ملت و حتی یک جهان را در دل خود جا کرده‌اند جریان دارد، مردم می‌آیند و می‌روند اجناس دست به دست می‌شود، تاریخ گاه با نازل‌ترین و گاه با قیمت‌های گزاف در اینجا معامله می‌شود.

خورشید با همه تلألو و درخشندگی‌اش از زیر آسمان غبارآلود سنندج به بیرون سرک می‌کشد تا نور و روشنی‌اش را بر مردم این دیار ارزانی دارد و نوایی تازه از هستی و امید را در گوش زمان متراکم سازد. 

رفت و آمد مردم و تردد ماشین‌ها لحظه به لحظه در خیابان رو به افزایش است. کرکره مغازه‌ها یکی پس از دیگری روی ویترین‌های شیشه‌ای پایین می‌آید و نیم روز کاری به پایان می‌رسد…

+++++++++++++++++++++

گزارش از شیرین مرادی

+++++++++++++++++++++

انتهای پیام/ذ

درباره ی

همچنین ببینید

پرواز‌های دوشنبه ۲۵ تیرماه ۹۷ فرودگاه بین المللی شهید دستغیب شیراز

به گزارش هدایای تبلیغاتی سلام به نقل از گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *