خانه / کیف تبلیغاتی / شاخص های تز اخلاق پروتستانی

شاخص های تز اخلاق پروتستانی

 

چکیده

پژوهش حاضر، این مسأله را بررسی می کند که تفسیر ماکس وبر از اسلام، با حکم ویژه او درباره پروتستانتیسم ارتباط بسیار ضعیفی دارد. بر این اساس، پرسش علمی پژوهش حاضر این است که «اخلاق اقتصادی موجود در پروتستانتیسم (در چارچوب نظریه اخلاق پروتستانی وبر) تا چه اندازه با اخلاق اقتصادی مذهب شیعه قابل مقایسه است؟»

از این جهت، روش پژوهش از نوع مقایسه ای بوده که دنبال یافتن وجوه تفاوت و تشابه این مذاهب در مقوله اخلاق اقتصادی است. بر این اساس، هفت شاخص از تز اخلاق پروتستانی وبر استخراج گردیده و به عنوان مبنای مقایسه اخلاق اقتصادی از آن استفاده شده است. یافته های این پژوهش، نشان می دهد که اخلاق اقتصادی در پروتستانتیسم و تشیع بر مبنای نظریه ماکس وبر، فاقد انطباقند.

کلیدواژه ها

اخلاق اقتصادی، سرمایه داری، پروتستانتیسم، وبر، اسلام، شیعه

باورداشت های مذهبی و اسطوره ها، نقشی اساسی در ادراک انسان از زمان و مکان و نظرهای ما درباره رفتار خودمان و دیگران دارند. دین نه تنها الگوی جهان است، بلکه الگویی رمزگونه برای جهان نیز فراهم می سازد؛ یعنی طرحی از آن چه جهان باید باشد، به دست می دهد. لذا مذهب می تواند راهنمایی برای رفتار بشر، از روابط خانوادگی گرفته تا ایدئولوژی گروه های حاکم، فراهم سازد و این کار را غالباً نیز انجام می دهد. (بیتس و پلاگ، 1387، ص 669)

هر نظام دینی، به تعریف یک جهان ذهنی و فکری می پردازد تا از آن طریق، افراد و اجتماعات، در جامعه ای معین، تصور خاصی از انسان و جهان داشته و آن را بیان کنند. از این رو اگر جامعه شناسی دین، حد و حدود خود را صرفاً به بررسی تشکیلات و سازمان های دینی و اعضای آن ها محدود می ساخت و بررسی دین در داخل تمدن ها و فرهنگ ها را نادیده می گرفت، بسیار بی کفایت می گردید. (ویلم، 1386، ص 178)

 بیان مسأله

جامعه شناسی دین، میان دین و دیگر بخش های جامعه پیوند قائل می شود؛ مانند بررسی رابطه بین مذهب و توسعه اقتصادی بر اساس یک رابطه علت و معلولی. (گلدتروپ، 1370، ص 317) پروتستانتیسم و شیعه، از جمله مذاهب مرتبط با بحث تغییرات اجتماعی و اقتصادی مذاهب هستند. در مورد آموزه های پروتستانتیسم، ماکس وبر، چنین نظر داده که پروتستانتیسم، نقشی کلیدی در خاستگاه های فرهنگی سرمایه داری «نوین» ایفا کرد. (سیدمن، 1388، ص 74)

 وبر محیطی فرهنگی در جوامع اروپا یافت که به ظهور سرمایه داری مدرن کمک کرد. این فرهنگ برای سخت کوشی، صرفه جویی، به تعویق انداختن کام جویی، گردآوری ثروت بدون مصرف تجملی و مباهات به توفیق اقتصادی، اهمیت قائل بود. (همان، ص73ـ 74) از این جهت، او اعتقاد داشت که سرمایه داری مدرن، بدون ایستارهای روان شناختی خاص شکل نگرفته است.

بحث وبر درباره تأثیر آیین پروتستان بر توسعه غرب، جزئی از تلاش جامع برای درک تأثیر مذهب بر زندگی اقتصادی و اجتماعی در فرهنگ های مختلف است. وبر با تحلیل ادیان شرقی، نتیجه می گیرد که آن ها موانع عبورناپذیری در برابر توسعه سرمایه داری صنعتی، آن گونه که در غرب رخ داد، فراهم کردند. (گیدنز، 1385، ص 506) او بیش تر به آن چه آن را ادیان جهانی نامیده، توجه داشت.

 او مطالعات مفصلی درباره آیین های هندو، بودا، تائو و دین کهن یهود انجام داد و در کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری و مقالات دیگرش، به طور گسترده، مطالب زیادی درباره تأثیر مسیحیت بر تاریخ غرب نوشت. اما نتوانست مطالعه طراحی کرده خود را درباره اسلام به پایان برساند. (همان، ص 505) در این زمینه، هیچ سابقه عمده ای از جامعه شناسی اسلام و پژوهش جدید در زمینه آن وجود ندارد و انتشار مطالب درباره مباحث اسلامی در حداقل است. لذا بیش ترین مطالعات تطبیقی جامعه شناختی، به طرف ترکیباتی مثل مسیحیت و بودیسم، مسیحیت و یهودیت و یا هندوئیسم و بودیسم سرازیر شده است. (ترنر، 1390، ص 2)

از طرف دیگر، نوعی برخورد دوگانه در اندیشه وبر درباره روح سرمایه داری به چشم می خورد. او با شناسایی مؤلفه هایی در آیین پروتستان (سخت کوشی، صرفه جویی، گردآوری ثروت بدون مصرف تجملی و مباهات به توفیق اقتصادی)، آن ها را خاستگاه و آن چه به سرمایه داری منجر شده، معرفی می کند؛ البته به عنوان شرط ضروری، نه شرط کافی. اما به عقیده برایان ترنر، در بررسی وبر درباره اسلام، ویژگی وراثتی (پاتریمونیال) نهادهای سیاسی مسلمانان مانع ظهور پیش شرط های سرمایه داری یعنی قانون عقلانی، بازار کار آزاد، شهرهای مستقل، اقتصاد پولی و یک طبقه بورژوا شد.

وبر سعی کرد نشان دهد که اسلام به عنوان دین جنگاوران، اخلاقی ایجاد کرد که با روح سرمایه داری ناسازگار بود. (همان، ص3ـ 4) تفسیر وبر از اسلام، با حکم ویژه او درباره «کالوین گرایی» که آن را اولین بار در اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری بیان کرد، ارتباط بسیار ضعیفی دارد (همان، ص 10). در واقع، مقایسه اسلام و پروتستانتیسم در زمینه روح سرمایه داری، بر اساس معیار و مؤلفه های یکسانی صورت نگرفته است.

گفته شد که پژوهش حاضر، مقایسه اخلاق اقتصادی در مذاهب شیعه و پروتستانتیسم را پی می گیرد. مسأله پژوهش، این است که مؤلفه های شناسایی شده توسط وبر در آیین پروتستان، به عنوان خاستگاه فرهنگی انباشت سرمایه تا چه اندازه در متون مذهبی شیعه دیده می شود. به ویژه آن که نه تنها مطالعات وبر درباره اسلام ناتمام ماند، بلکه در بررسی خود نیز هیچ اشاره ای به شیعه به عنوان شاخه ای از اسلام نکرده است. بر این اساس، پرسش علمی پژوهش حاضر این است که اخلاق اقتصادی موجود در پروتستانتیسم تا چه اندازه با اخلاق اقتصادی مذهب تشیع قابل مقایسه است؟

هدف از طرح این پرسش، توصیف مقایسه ای است بین پروتستانتیسم و مذهب تشیع در زمینه اخلاق اقتصادی و آموزه هایی که می توانند به طور مستقیم و غیرمستقیم، به رفتار اقتصادی از نوع سازگار با اقتصاد جدید منجر گردند. در واقع، مذهب تشیع بر اساس مؤلفه های شناسایی شده توسط وبر در آیین پروتستانتیسم، مقایسه می گردد و این امر، به نوعی به آزمون کشیدن نظریه وبر درباره ارتباط بین روح سرمایه داری و پروتستانتیسم است. لذا هدف پژوهش حاضر، توصیفی است برای نشان دادن وجوه تشابه و تفاوت آموزه های اقتصادی تشیع و پروتستان.

 پیشینه پژوهش

لیونل رابینز (Lionel Robbins) در سال 1932، برای نخستین بار مدعی شد که تمایز فلسفی میان «ارزش» و «واقعیت»، به افزایش شکاف میان «اخلاق» و «اقتصاد» می انجامد. در نتیجه، مقوله اخلاق و اقتصاد و اهمیت اصول اخلاقی و ارزش های انسانی در علم اقتصاد و روابط اقتصادی، وارد عرصه های نظری شد. (هملین، 1386، ص  دیباچه)

«جوزف کیتاگاوا» نیز در مقاله «تأملاتی درباره اخلاق کار در ادیان آسیای شرقی» (1378)، بدین موضوع می پردازد که انضباط مذهبی در ژاپن، توانسته بود انگیزه و محرک اقتصادی فراهم کند. یحیی فوزی در مقاله «مذهب و توسعه در ایران: بررسی سه دیدگاه پس از انقلاب اسلامی ایران» (1378)، در پاسخ به این پرسش که مذهب تا چه اندازه در اهداف و یا راه کارهای توسعه در ایران نقش دارد، معتقد است نگرش بومی ــ مذهبی به توسعه به سه دیدگاه فرعی تر تقسیم می شود که تنها یکی از این دیدگاه ها توانایی نظریه پردازی برای مبانی توسعه، بومی در کشور را دارد. بر این اساس، دیدگاه سوم بین دو دیدگاه پیشین قرار می گیرد و می توان آن را دیدگاهی « اعتدالی» نامید.

«جین پل بالداچینو» مقاله ای با عنوان «اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری کره ای» (2012) به رشته تحریر درآورد که در آن از یک رویکرد تاریخی و قوم نگارانه درباره پیشرفت پروتستانتیسم کره ای و ارتباط آن با نوسازی کشور کره و توسعه سرمایه داری استفاده می کند. به اعتقاد نویسنده، گسترش چشم گیر پروتستانتیسم در کره جنوبی، به بستر فرآیندهای نوسازی تبدیل شده است. اکتشاف قوم نگارانه ماهیت پروتستانتیسم کره ای، نشان می دهد که آموزه های دینی پیوریتانیسم، نوعی "قرابت گزینشی" با اخلاق سرمایه داری دارد.

کتاب «مارشال» با عنوان کالونیسم و گسترش سرمایه داری در اسکاتلند (1980)، از جمله معدود تلاش های انجام شده در جهت اثبات یا رد تجربی نظریه وبر درباره اخلاق پروتستانی است. وی کوشید چیزهایی را در اسکاتلند در قرن های شانزدهم و هفدهم میلادی نشان دهد که وبر برای اثبات ادعاهایش به صورت تجربی می بایست نشان می داد. مارشال کشف کرد موعظه های کشیشان اسکاتلندی در این دوره، سرشار از همان محتوایی است که وبر ترسیم کرده بود. به نظر می رسید سرمایه داران اسکاتلندی نیز فعالیت های کاری شان را بر وفق روح سرمایه داری انجام می دادند. (همیلتون، 1390، ص 260)

«ورنر زومبارت» هم در کتاب یهودیان و حیات اقتصادی مدرن (1390)، به بیان این دیدگاه می پردازد که یهودیان به واسطه باورهای دینی خود، نقش مهمی در ظهور روح سرمایه داری مدرن ایفا کردند. در واقع این کتاب، پاسخی بود از جانب زومبارت به وبر درباره تز اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری. زومبارت معتقد است که یهودیان به دلیل پیروی از اخلاقیات دینی خویش، یکی از عوامل تکوین سرمایه داری جدید هستند. وی حتی در این اثر، ادعا می کند که منظور از آن چه پیوریتانیسم خوانده می شود، در واقع یهودیت بوده است. (زومبارت، 1390، ص 202)

در ارزیابی انتقادی پژوهش های یادشده باید گفت که عموماً یا فاقد بنیان مقایسه ای هستند و یا نقش کم رنگی در حوزه جامعه شناسی دین ایفا کرده اند. تأکید وبر بر «قرابت گزینشی»، هنوز به طور قاطع رد نگردیده است. لذا مطالعه تطبیقی میان یک دین با مؤلفه های مورد شناسایی وبر درباره پروتستانتیسم، در حوزه رابطه میان دین و اقتصاد اولویت دارد. این کمبود را به طور ویژه می توان در مورد مطالعه مقایسه ای بین مذاهب شیعه و پروتستان شاهد بود.

 فرضیه پژوهش

در پژوهش حاضر، آموزه های پروتستانی به عنوان یک معیار و ارزش تلقی نشده است. این نگاه وجود ندارد که آموزه های شیعه باید با تز اخلاق پروتستانی متناسب گردد. لذا پژوهش حاضر، در چارچوب مطالعه تطبیقی، صرفاً یک آزمون تئوریک برای تز اخلاق پروتستانی وبر درباره مذهب شیعه است. از این جهت، فرضیه پژوهش حاضر عبارت است از: «آموزه های اقتصادی شیعه، با آموزه های اقتصادی پروتستانتیسم منطبق نیست».

 روش پژوهش

مطابق نظر چارلز ریگین، روش های پژوهش به سه دسته کمی، کیفی و تطبیقی تقسیم می شوند. (ریگین، 1994، ص 77) در پژوهش حاضر، از روش تطبیقی استفاده شده است. اصطلاح روش تطبیقی در علوم اجتماعی، به معنایی محدودتر و برای اشاره به نوع خاصی از مقایسه ـ مقایسه  واحدهای اجتماعی کلان ـ به کار گرفته می شود. بر این اساس، روش تطبیقی، شاخه ای از علوم اجتماعی است که به تفاوت ها و شباهت های بین جوامع علاقه مند است. (ریگین، 1388، ص 31) مقایسه را می توان برای تعمیم، آزمون نظریه و یا نشان دادن منحصر به فردی یک پدیده یا رویداد به کار گرفت. (اسکاچپول، 1388، ص 499) مقایسه در پژوهش حاضر، آزمون نظریه را بر عهده دارد.

مطابق نظر ریگین، دو رویکرد در روش تطبیقی وجود دارد: رویکرد موردمحور و رویکرد متغیرمحور. رویکرد دوم، نظریه  مدار است و بیش تر به بررسی تناظر میان روابط شناسایی شده در جوامع و کشورها، و تصوراتی می پردازد که نظریه ها از پدیده های اجتماعی کلان ارائه می کنند. (ریگین، همان، ص 91) روش های موردمحور، روش های تطبیقی کلاسیک به شمار می آیند. این روش ها، برای بررسی جامع موارد و پدیده های مشخص تاریخی طراحی شده اند و آشکارا محصول یکی از اهداف اصلی جامعه شناسی تطبیقی هستند. (همان)

رویکرد موردمحور، می کوشد تا از طریق شناسایی نمونه های قابل مقایسه پدیده  مورد علاقه، به تحلیل شباهت ها و تفاوت های دارای اهمیت نظری بپردازد. در رویکرد موردمحور، اغلب فرایند شناسایی شباهت ها و تفاوت های مهم دشوار است. بنابراین، امکان دارد «تفاوتی موهوم» میان دو پدیده ببینیم اغلب که وقتی در سطح انتزاعی تری نگریسته می شود،  در واقع علتی یکسان است.

هم چنین امکان دارد دو مورد ظاهراً دارای ویژگی مشترکی باشند که پژوهش گر آن را به مثابه ویژگی مشترک شناسایی کند؛ حال آنکه این ویژگی های ظاهراً مشترک، اهمیت علّی کاملاً متفاوتی داشته باشند. اشتراک موهوم، زمانی بروز می کند که دو ویژگی، ظاهراً متشابه ولی دارای آثار متفاوتی باشند. تفاوت و تشابه موهوم هر دو، بر شناخت تفاوت ها و شباهت های پنهان تأثیر می گذارند. (همان، ص81ـ 84) روش تطبیقی در پژوهش حاضر، موردمحور است.

روش های گردآوری داده ها، به دو دسته کمی و کیفی تقسیم می شوند. «بلیکی» انواع روش های گردآوری داده های کمی را «مشاهده ساخت یافته»، «پرسش نامه خودتنظیم»، «مصاحبه ساخت یافته» و «روش اسنادی» نام می برد و انواع روش های گردآوری کیفی را «مشاهده مشارکتی»، «مشاهده نیمه ساخت یافته»، «مصاحبه کانونی» و «روش اسنادی» معرفی می کند. (بلیکی، 1390، ص 302)

 روش گردآوری در پژوهش حاضر از نوع اسنادی است. دو گونه متداول روش اسنادی در پژوهش اجتماعی عبارتند از: گردآوری داده های آماری و گردآوری اسناد مکتوب، درباره اسناد مکتوب عمدتاً به واقعی بودن اسناد، درستی اطلاعات مندرج در آن ها و هم چنین به انطباق میدان زیر پوشش اسناد موجود و میدان تحلیل پژوهش توجه می شود. (کیوی و کامپنهود، 1376، ص196ـ 198)

«رابرت کی. یین» از سه راهبرد کلی در مورد روش تحلیل داده ها صحبت می کند که عبارتند از: تطبیق الگوها، تبیین سازی و توالی زمانی. (یین، 1376، ص 167) در پژوهش حاضر، از شیوه «تطبیق الگو» استفاده می شود؛ بدین شکل که تز اخلاق پروتستانی وبر، الگوی پیش بینی شده پژوهش حاضر است و این تز با الگوی تجربی آموزه های شیعه مقایسه می شود تا تطبیق میان الگوی نظری با الگوی تجربی حاصل گردد. بدین ترتیب، بر اساس شاخص های تز اخلاق پروتستانی، وجوه تشابه و تفاوت میان اخلاق پروتستانی و آموزه های شیعه به عنوان الگوهای پیش بینی شده و تجربی آشکار می شود.

 شاخص های تز اخلاق پروتستانی

تز وبر این بود که پویایی شیوه  تولید «سرمایه داری»، با ویژگی کار و خویشتن داری برگرفته از دین مرتبط است و آنان در یک حالت تبادلی با یک دیگر قرار  دارند. او خویشتن داری را نوعی ریاضت خواند و این ویژگی را به طور خاص، ویژگی اعضای فرقه پروتستان دانست. وبر با توجه به این رابطه فرضی بین یک نظام اقتصادی خاص و دین خاص، مدعی کشف «قرابتی گزینشی» بود که به ما کمک می کند تا یکی از دلایل پیدایش سرمایه داری مدرن را بشناسیم.

وبر منکر ارائه  ارتباطی علت و معلولی برای ظهور و پیدایش سرمایه داری بود و از این نکته  اغلب غفلت می شود. با این همه، وی معتقد بود که یکی از عوامل تسهیل کننده و پشتیبانِ اقتصادهای پویا و بازارگرا (مانند غرب) در جنبش دین پیرایی و نظام های اعتقادی ضدسنتی نهفته است. ایجاد ثروت در این نظام های اعتقادی، یک تکلیف محسوب می شود و متعهد بودن به «تکلیف» یا «حرفه»، وظیفه ای بی چون و چرا و به معنای برآوردن خواست ها و نیازهای اخلاق عملی و تحقق شیوه  زندگی است.

 این عقیده  تکلیف که در اصل به معنای جست وجو برای یافتن رستگاری دینی است، در طول زمان، معنایی گسترده تر یافته و به معنای جست وجو برای یافتن موفقیت و شهرت مادی درآمده است. (استونز، 1390، ص 59) بر اساس نظریه اخلاق پروتستانی وبر، شاخص های ذیل برای مقایسه با آموزه های شیعه استخراج می گردند:

 الف) تأکید بر کار و تلاش به عنوان یک ارزش

کار و حرفه در پروتستانتیسم، اهمیت خاصی دارد. به اعتقاد آنان، انجام دادن وظیفه به منظور گذران معاش و امور دنیوی، عالی ترین فعالیتی است که انسان می تواند در این جهان دون انجام دهد. بدین گونه، ناگزیر فعالیت روزانه زندگی، معنایی مذهبی یافت و معنای (دعوت یا رسالت) برای کلمه «تکلیف» از همین جا سرچشمه می گیرد. این معنا بیان یک جزم یا حکم دینی است که در تمام فرقه های پروتستانی وجود دارد.

یگانه وسیله زندگانی چنان که موجب رضای خداوند باشد، نه ترک روحیه  زندگی دنیوی از طریق ریاضت و چله نشینی خانقاهی و صومعه ای، بلکه فقط انجام دادن وظایف دنیوی متناسب با جایگاهی است که برای فرد در جامعه تعیین شده است. (وبر، 1388، ص 65- 66) کار فراتر از این هاست و به ویژه حتی هدف، زندگی را مطابق تقدیر الهی تشکیل می دهد. (همان، ص 127) فقط فعالیت، بر جلال الهی می افزاید و بیکاری ناپسند تلقی می گردد.

(همان، ص 126) فرد ثروتمند نیز نباید بدون کار کردن روزی بخورد، حتی اگر برای رزق خود نیازی به کار نداشته باشد. (همان، ص 127) عشق به هم نوع که در خدمت انحصاری کبریای خالق باشد و نه مخلوق، در درجه نخست با انجام دادن وظایف شغلی تحقق می یابد. بدین سان جنبه مطلقاً بیرونی و عینی و غیرشخصی خدمتی پیدا می کند که به سود سازمان معقول جهان اجتماعی پیرامون ما انجام می گیرد. (همان، ص 88)

در آیین پروتستانتیسم، کار خستگی ناپذیر در یک شغل، به عنوان بهترین وسیله دست یابی به اعتماد به نفس برای رستگار شدن توصیه شده است. فقط کار، تردید مذهبی را زایل می کند و یقین به رحمت حق را به وجود می آورد. (همان، ص91) ارج گذاری مذهبی به کار بی وقفه در یک شغل دنیوی، چونان والاترین وسیله پرهیزکاری و مطمئن ترین دلیل احیای معنوی فرد، توانست نیرومندترین اهرم را برای گسترش روح سرمایه داری به وجود آورد. (همان، ص 137)

 ب) پرهیز از تجمل گرایی

پرهیز پروتستانی، به مخالفت با بهره جویی دلخواهانه فرد از توان مالی خویش برخاست و مصرف اشیاء تجملی را متوقف ساخت. در آیین پروتستانتیسم، مبارزه با وابستگی به نعمت های بیرونی قبل از هر چیز، شامل اشکال آشکار تجمل می شد که به عنوان پرستش مخلوق محکوم بود. (همان، ص 136) تصور ذهنی از رفاه، به نحوی بارز مربوط به آن عرصه از مصرف است که اخلاقاً مجاز باشد. در برابر زرق و برق و ظاهرفریبی قهرمانی خودنمایانه که با شالوده اقتصادی متزلزل و ناپایدار، ظاهر آراسته را بر سادگی بی پیرایه و قناعت کارانه ترجیح می دهد، آرمان پروتستان ها، عبارت بود از رفاه استوار (بر مبنای پرهیز از تجمل) زندگی خصوصی بورژوایی. (همان)

 در یکی از رساله های مفصل پروتستانی، تأکید می شود که باید از هر گونه استفاده از اشیاء گران بها پرهیز کرد. (همان، ص 299) برای مثال، کمال مطلوبی که «باکستر» از یک زن پاک دین و متمدن ذکر می کند، این است که چنین زنی از دو لحاظ ممسک و سخت گیر است: 1. در مورد وقت خود؛ 2. در مورد هزینه های تجملی. (همان، ص 298)

 ج) صرفه جویی

در دستگاه فکری پروتستان، همواره حدی برای قابل قبول بودن لذت به دست آمده از نعمات تمدن وجود داشت و این که برای این لذت نباید هیچ پولی پرداخت شود. انسان فقط امانت دار نعماتی است که خداوند با رحمت خود به او سپرده است. فرد پروتستان باید حساب هر دینار سپرده شده به خود را داشته باشد و برای خرج آن در راه لذت کاملاً شخصی و نه شکوه خداوندی، کم ترین مخاطره را حساب بکند. پرهیز پروتستانی، به طور کلی مصرف (به ویژه مصرف اشیاء تجملی) را تا حد ممکن متوقف ساخت. (همان، ص 135) یکی از متون پروتستانی می گوید:

هر دیناری که برای خود، کودکان و دوستانتان پرداخت می کنید، باید با نظارت خداوند و برای خدمت به او باشد. به دقت مراقب باش، وگرنه نفس دزدانه و شهوانی، چیزی برای خدا باقی نخواهد گذارد!

وبر در تفسیر این متن می گوید:

آن چه انسان برای مقاصد شخصی به کار می برد، ربودن دزدانه از جلال الهی است. (همان، ص 296)

 د) ارزشمند بودن وقت

از آن جا که بر اساس تعالیم پروتستان، فقط فعالیت بر جلال الهی می افزاید، نه بیکاری و لذت جویی، این آیین به پیروان خود می آموزد که برای وقت ارزش قائل شوند. بنابراین، تلف کردن وقت نخستین و اصولاً بزرگ ترین گناهان است. در این دیدگاه، زندگانی جز دمی بی نهایت کوتاه و پرارج نیست که باید «صرف تحکیم» برگزیدگی خاص شود. وقت بی نهایت گران بهاست؛ زیرا هر ساعتی که هدر برود، گویی از کاری ربوده شده که در ایجاد جلال الهی سهم داشته است. (همان، ص 126) وبر در این زمینه، به متن مذهبی از باکستر اشاره می کند:

برای وقت ارزش بسیار قائل شو و هر روز بیش تر مراقب باش تا دمی از اوقاتت را هدر ندهی که در آن صورت کسی هستی که گویی هیچ زر و سیمی را از دست نداده ای! و هر آینه هر یک از وسوسه هایی چون تفریح بیهوده، میهمانی ها، یاوه گویی ها و زمان را به معاشرت بی سود یا خوابیدن گذراندن، ذره ای از وقتت را هدر دهد، به همان نسبت بر هوشیاری و مراقبت از خویش بیفزا» (همان، ص 276)

ه‍) راست گویی

یک نکته مهم برای قبول عضویت فرد در یک فرقه پروتستانی، این بود که این پذیرش، به معنای صلاحیت اخلاقی و به ویژه پای بندی به اخلاقیات در کسب و کار بود. این امر در نقطه مقابل عضویت در کلیسایی قرار دارد که فرد عضویت آن را از خانواده اش به ارث می برد. (وبر، 1392، ص 348) در پیشینه دینی و هم چنین اسناد ادبی فرقه های پروتستانی، بارها از این مسأله ابراز شادمانی می شود که فرزندان گناه کار این جهان، در کسب و کار به یک دیگر اطمینان ندارند، اما به حقانیت پرهیزکاران متدین اطمینان کامل دارند.

 به همین دلیل، مردم به پاک دینان قرض می دهند و پول هایشان را نزد آنان به امانت می گذارند و از مغازه های آنان خرید می کنند؛ زیرا قیمت ها فقط در این مغازه ها ثابت و عادلانه است. در واقع، یکی از دلایل موفقیت پروتستان ها، این بود که هرگز برای کالایی که می فروختند، دو قیمت مطالبه نمی کردند. (همان، ص 356)

فرقه های پروتستانی، عقاید دینی را آگاهانه با راست گویی پیوند دادند و بدین ترتیب میان مذهب و این اصل سرمایه داری " اولیه" که می گوید: «صداقت بهترین سیاست است»، ارتباط ایجاد کردند. این پیوند البته فقط به فرقه های پروتستان منحصر نیست، اما فقط در میان این فرقه ها تداوم و استحکام یافته است. (همان، ص 357) نتیجه این بود که پرهیزکاری در عرصه تولید کالاهای خصوصی، هم با دروغ گویی مبارزه می کرد و هم با حرص و آز صرفاً غریزی. (وبر، 1388، ص 136)

 و) مخالفت با ثروت اندوزی راکد (گنج اندوزی)

به گفته وبر، اخلاق متعارف بورژوایی، از همان آغاز در میان فرقه های پروتستانی متداول بوده است. از جمله کارهایی که برای چنین فرقه هایی ممنوع بود، جمع کردن گنج یا به عبارت ساده، تبدیل سرمایه سرمایه گذاری به ثروت و اندوخته ثابت بود. (وبر، 1392، ص 357) در پروتستانتیسم، اگر انسان به قصد این که بعدها به شادمانی و بی خیالی می رسد، در پی کسب ثروت باشد، آن ثروت چیزی جز اغوای تنبلی و تمتع خطرناک از زندگانی نیست. اما به عکس تا جایی که کسب ثروت به منظور انجام دادن وظیفه شغلی باشد، نه تنها اخلاقاً مجاز است، بلکه به راستی حتی به آن فرمان داده شده است. (وبر، 1388، ص 130)

پروتستانتیسم، ثروت جویی به خاطر خود ثروت (ثروت راکد) را در حکم طمع کاری و مال پرستی می دانست و محکوم می کرد؛ زیرا به نظر وبر، ثروت به خودی خود چیزی جز هوای نفس نبود. او ثروت جویی را در منتهی درجه نکوهیدنی می یافت و در عین حال، عقیده داشت که ثروت به عنوان میوه کار شغلی، نشانه برکت الهی است. (همان، ص 136) بنابراین، آموزه های پروتستانتیسم با هر نوع گنج اندوزی که وارد چرخه اقتصادی نمی شد، مخالف بود.

 ز) اعتقاد نداشتن به رستگاری از طریق مناسک مذهبی

نفرت خشماگین پاک دینان نسبت به هر چیزی که به زعم آنان بوی «خرافات» می داد و علیه کوچک ترین مظاهر رستگاری بود، شعائر و وِرد و ذکر را شامل می شد. (وبر، 1388، ص 134) انسانِ زمان «نهضت اصلاح»، در مهم ترین امر زندگی اش یعنی رستگاری جاوید، خود را ناگزیر می دید به پیشواز سرنوشتی برود که روز ازل برایش مقدر شده بود. هیچ آدابی، کلیسایی و سرانجام هیچ خدایی، نقشی در رستگاری نداشت. این حذف مطلق نقش کلیسا و مناسک دینی در راه رستگاری، تفاوتی ریشه ای با کیش کاتولیک پدید می آورد. هیچ وسیله سحرآمیزی برای جلب رحمت کسی که خداوند تصمیم گرفته بود از وی دریغ دارد، وجود نداشت. (همان، ص 85)

هرجا که اعتقاد به تقدیر وجود داشت، این پرسش پیش می آمد: «آیا ضوابطی وجود دارد که براساس آن ها بتوان مطمئن شد که شخص از شمار برگزیدگان است؟» کشیشان در اعمال حرفه ای خویش، این دشواری ها را به نحوی حل کردند و از آن جا که باور به تقدیر، هیچ گونه تأویل جدیدی را تحمل نمی کرد، در نتیجه دو نوع توصیه کشیشی به هم مرتبط شکل گرفت: از یک سو، خود را برگزیده شمردن در حکم وظیفه ای برای مؤمن دانسته شد.

 از سوی دیگر، برای دست یابی به این اعتماد به نفس، کار خستگی ناپذیر در یک شغل، رسماً به عنوان بهترین وسیله توصیه شده است. (همان، ص90ـ 91) بدین ترتیب، اعتقاد نداشتن به مناسک مذهبی در پروتستانتیسم، به عنوان راهی برای رسیدن به رستگاری، به یک رفتار عملی در حوزه اقتصادی منتهی گردید.

مراجع

آقا جمال خوانسارى، محمدبن حسین، شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم، تهران: دانشگاه تهران، 1366‏.
ابن بابویه، محمدبن على، الخصال، مترجم: یعقوب‏ جعفرى، 2 جلد، تهران: نسیم کوثر، 1382.
ابن بابویه، محمدبن على، من لایحضره الفقیه، مترجم: على اکبر غفارى، 6 جلد، تهران: صدوق، 1367.
بروجردى، حسین، منابع فقه شیعه (ترجمه جامع احادیث الشیعه)، مترجم: عده اى از فضلا، فرهنگ سبز، 1386ق.
بلیکی، نورمن، طراحی پژوهش های اجتماعی، ترجمه: حسن چاوشیان، تهران: نشر نی، 1390.
بیتس، دانیل و پلاگ، فرد، انسان شناسی فرهنگی، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران: علمی، 1387.
پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، مجموعه کلمات قصار حضرت رسولˆ، تهران: دنیاى دانش، 1382.
ترنر، برایان، ماکس وبر و اسلام، مترجم: سعید وصالی، تهران: نشر مرکز، 1390.
حکیمى، محمدرضا و محمد و على حکیمى، الحیاه، ترجمه: احمد آرام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1380.
ریگین، چارلز، روش تطبیقی فراسوی راهبرد های کمی و کیفی، ترجمه محمد فاضلی، تهران: نشر آگه، 1388.
زومبارت، ورنر، یهودیان و حیات اقتصادی مدرن، ترجمه رحیم قاسمیان، تهران: نشر ساقی، 1390.
سیدمن، استیون، کشاکش آرا در جامعه شناسی، ترجمه: هادی جلیلی، تهران: نشر نی، 1388.
شریف الرضی، محمدبن حسین،نهج البلاغه، مترجم: على نقى فیض الاسلام اصفهانى، ناشر: مؤسسه چاپ و نشر تألیفات فیض الاسلام، 1379‏.
شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، جهادالنفس وسائل الشیعه، مترجم: على افراسیابى نهاوندى، ‏تهران: نشر نهاوندى‏، 1380.
طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، مترجم: سید ابراهیم میر باقرى، تهران: نشر فراهانى، 1365.
فوزی، یحیی، «مذهب و توسعه در ایران: بررسی سه دیدگاه پس از انقلاب اسلامی ایران»، پژوهش نامه متین، بهار، ش2، ص 205ـ220، سال 1378.
فیض کاشانی، محمدبن شاه مرتضی، راه روشن (ترجمه کتاب المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء)، مترجم: محمدصادق عارف، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامى آستان قدس رضوی، 1372.
قضاعی، محمد بن سلامه، شرح فارسى شهاب الاخبار (کلمات قصار پیامبر خاتمˆ)، محقق و مصحح: جلال‏الدین حسینى ارموى، ‏تهران: مزکز انتشارات علمی و فرهنگی‏، 1361.
کامپنهود، لوک وان و کیوی، ریمون، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه: عبدالحسین نیک گهر، تهران: نشر توتیا، 1376.
کرایب، یان، نظریه اجتماعی کلاسیک، ترجمه شهناز مسمّی پرست، تهران: آگه، 1391.
کَسل، فیلیپ، چکیده آثار آنتونی گیدنز، ترجمه حسن چاوشیان، تهران: ققنوس، 1383.
کلینی، محمدبن یعقوب، فروع کافی، 10جلد ، مترجم: گروه مترجمان، تهران: نشر قدس، 1388.
کیتاگاوا، جوزف، «تأملاتی درباره اخلاق کار در ادیان آسیای شرقی»، ترجمه: سیداحمد موثقی، کار و جامعه، فروردین و اردیبهشت، ش30، سال 1378.
گ‍ل‍دت‍ورپ ، ج‍ی . ای، ج‍ام‍ع‍ه ش‍ن‍اسی  ک‍ش‍وره‍ای  ج‍ه‍ان  س‍وم  ، ت‍رج‍م‍ه:  ج‍واد طه‍وریان ، ت‍ه‍ران : آس‍ت‍ان  ق‍دس  رض‍وی ، 1370.
گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه: منوچهر صبوری، تهران: نشر نی، 1385.
مجلسى، محمدباقر، مواعظ امامان‰؛ (ترجمه جلد 75 بحارالانوار)، مترجم: موسى خسروى، تهران: اسلامیه، 1364.
ـــــــــــــــــــــــــــــ ، ایمان و کفر؛ (ترجمه کتاب الایمان و الکفر بحارالانوار جلد 64)، ترجمه: عزیز الله عطاردى، تهران: عطارد، 1378.
مجلسى، محمدتقى، لوامع صاحب قرانى مشهور به شرح فقیه، ناشر: مؤسسه اسماعیلیان، 1414ق.
مجلسى، محمد باقر، آداب و سنن- ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، مترجم: محمدباقر کمره‏اى، تهران: اسلامیه، 1365.
وبر، ماکس، دین، قدرت، جامعه، ترجمه احمد تدین، تهران: هرمس، 1392.
ـــــــــ ، اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری، ترجمه: مرتضی ثاقب فر، تهران: جامی، 1388.
ویلم، ژان پل، جامعه شناسی ادیان، ترجمه: عبدالرحیم گواهی، تهران: نشر علم، 1386.
هاشمى خویى، میرزاحبیب الله، منهاجالبراعهفی شرح نهجالبلاغه، مترجم: حسن حسن زاده آملى و محمدباقر کمره اى، 21 جلد، ناشر: مکتبه الإسلامیه، 1400ق.
همیلتون، ملکم، جامعه شناسی دین، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: نشر ثالث، 1390.
هملین، آلن، اخلاق و اقتصاد، ترجمه خاکباز و هاشمی، تهران: مطالعات فرهنگی و اجتماعی، 1386.
یین، رابرت کی، تحقیق موردی، ترجمه: علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، دفتر پژوهش های فرهنگی، 1376.

36. Baldacchino, Jean-Paul. (2012), “Markets of piety and pious markets: the Protestant ethic and the spirit of Korean capitalism”; Social Compass, September 2012; vol. 59, 3: pp. 367-385.

37. Ragin, Charles C. (1994), ‘Constructing Social Research: The Unity and Diversity of Method’, Pine Forge Press

نویسندگان:

هادی نوری: استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه گیلان

 نیما میوه چی: کارشناس ارشد جامعه شناسی از دانشگاه گیلان

فصلنامه شیعه شناسی شماره 55

ادامه دارد…

درباره ی

همچنین ببینید

حمایت از کارآفرینان در سایه تحقق طرح الگوی نوین توسعه مشاغل خانگی

عباس رکنی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا اظهار کرد:طرح الگوی نوین توسعه مشاغل خانگی به صورت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *